بتکه

لغت نامه دهخدا

( بتکة ) بتکة. [ ب ِ / ب َ ک َ ] ( ع اِ ) پاره. بریده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). قسمتی از چیزی بریده. ج، بِتَک و از آن است: و انفلت منه الطائر و فی یده بتکة. ( از اقرب الموارد ). || آنچه برکشیده شود از موی و پر مرغ و پشم و مانند آن. ج، بِتَک ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || تاریکی شب. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

جمله سازی با بتکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روز ۱۰ ژوئن نخستین برخورد هواگردهای جناح با بمب‌افکن‌های چهار موتوره دشمن به از دست رفتن یکی از جنگنده‌های اسکادران ۲ گروه ۱ انجامید. به هر صورت روز ۲۸ ژوئن یکی از شش بمب‌افکن چهار موتوره استرلینگ بریتانیایی در مسیر بازگشت توسط ستوان دوم هانس-راینهارت بتکه از اسکادران ۳ این گروه سرنگون شد. طبق ادعایی از جانب جناح که به تأیید لوفت‌وافه هم رسید، یک بمب‌افکن چهارموتوره بی-۱۷ فلایینگ‌فورتس، از تهجیزات اعطایی ایالات متحده به بریتانیا، نیز حدود ۱۵ دقیقه بعد در ۳۰ کیلومتری فلمبورو ساقط گشت.

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز