باندپیچی

فرهنگستان زبان و ادب

{bandaging, bandage (fr. )} [عمومی] بستن عضو صدمه دیده با باند/ نوار متـ. نوارپیچی

جمله سازی با باندپیچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این مجموعه مقطعی از زندگی حمید (رضا ایرانمنش) را در دوران جنگ ایران و عراق روایت می‌کند. ماجرا از زمانی آغاز می‌شود که او به خواستگاری دختر مورد علاقه اش به نام معصومه (پرستو صالحی) می‌رود، اما با مخالفت پدر او (رضا سعیدی) روبه رو می‌شود. حمید به جبهه برمی گردد و مجروح می‌شود و در حالی که صورتش کاملاً باندپیچی شده، در بیمارستانی در تهران بستری می‌شود تا این که معصومه که معلم

💡 امیر مهدی جعفری در بازداشت شکنجه شده‌است. بنا به گفته خانواده‌اش به او برق وصل‌کرده‌اند و در ملاقات آخر انگشتان او باندپیچی بوده و ناخن‌هایش خرد شده بود.

💡 او همچنین برای جلوگیری از خودارضایی کودکان باندپیچی یا بستن دست‌ها، استفاده ازکمربند پاکدامنی، شوک الکتریکی، حمام سرد، استفاده از موادحساسیت‌زا برای ایجاد تاول روی پوست آلت تناسلی، استفاده از تنقیه با آب سرد، رژیم غذایی ساده، بریدن کلیتوریس و… را پیشنهاد می‌کرد.