بال کشیدن

لغت نامه دهخدا

بال کشیدن. [ ک َ دَ ]( مص مرکب ) کشیدن بال. ممتد ساختن بال. گشودن و گستردن بال. || پروبال گشودن. به پرواز آمدن. || بمجاز، بزرگ شدن. بالیدن. پر و بال گرفتن: او را [ دختر را ] به نزدیک مریدی برد و فرمود که تربیت دارد، مرید در تعهد دختر تلطف نمود، چون بال کشید و از ایام طفولیت برگذشت زاهد گفت ای دختر بزرگ شدی، ترا از جفتی چاره نیست. ( از کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

کشیدن بال گستردن بال

جمله سازی با بال کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صائب ز سر خود به ته بال کشیدن عمری است که در سایه اقبال همایم

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز