بازار کردن

لغت نامه دهخدا

بازار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) هنگامه چیدن اعم از آنکه بخوبی باشد یا زشتی، گویند با فلان برخوردی کردیم با ما طرفه بازاری کرد. مرادف بازار زدن. ( آنندراج ):
مصر دل را بتو دادیم و عزیزان غافل
که بما یوسف حسن تو چه بازاری کرد.خواجه آصفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

هنگامه چیدن

جمله سازی با بازار کردن

💡 این شرکت ادعای مشهوری دارد، مبنی براینکه «برای تولید و توسعه و روانه بازار کردن یک محصول جدید، تنها به دو هفته زمان نیاز دارد.»

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز