انگشتری سلیمان
لغت نامه دهخدا
انگشتری سلیمان. [ اَ گ ُ ت َ ی ِ س ُ ل َ / ل ِ ] ( اِخ ) انگشتری و مهر حضرت سلیمان است که گویند اسم اعظم الهی بر آن نقش بود و سلطنت وی بر انس و جن بسته بدان بود و دیوی بشکل سلیمان آن انگشتری را بدست آورد و چندی سلطنت کرد تا بار دیگر انگشتری بدست سلیمان افتاد و سلطنت خود را بازیافت. خاتم جم. خاتم جمشید. انگشتری جم. انگشتری جمشید. ( از فرهنگ فارسی معین، اعلام ).
فرهنگ فارسی
انگشتری و مهر حضرت سلیمان است که گویند اسم اعظم الهی بر آن نقش بود و سلطنت وی بر انس و جن بسته بدان بود و دیوی به شکل سلیمان آن انگشتری را بدست آورد و چندی سلطنت کرد تا بار دیگر انگشتری به دست سلیمان افتاد و سلطنت خود را باز یافت خاتم جم خاتم جمشید انگشتری جم انگشتری جمشید.
انگشتری و مهر حضرت سلیمان است که گویند اسم اعظم الهی بر آن نقش بود و سلطنت وی بر انس و جن بسته بدان بود و دیوی به شکل سلیمان آن انگشتری را به دست آورد و چندی سلطنت کرد تا بار دیگر انگشتری به دست سلیمان افتاد و سلطنت خود را باز یافت ٠
جمله سازی با انگشتری سلیمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دیو بگریخت هم به دوزخ آز یافت انگشتری سلیمان باز
💡 کجا رواست که انگشتری سلیمان را چنان کنند که افتد به دست اهرمنی
💡 ز گفتگوی شکربار مور، نزدیک است که مهر لب شود انگشتری سلیمان را
💡 در بسیاری از افسانههای قدیمی، انگشتری سلیمان به عنوان نمادی از قدرت الهی و فرمانروایی بر تمام موجودات جهان توصیف شده است.
💡 جواهرشناسان معتقدند که افسانههای مربوط به انگشتری سلیمان، ریشه در تمایل انسانهای باستان به داشتن قدرتهای ماوراءالطبیعه و جادویی داشته است.
💡 در داستانهای کلاسیک و کهن ادبیات، اشاره به انگشتری سلیمان معمولاً برای نشان دادن عظمت و تسلط بیحد و حصر پادشاهان به کار میرود.