اتش زدن
واژه «آتش زدن» به معنای شعلهور کردن و روشن کردن آتش در یک چیز یا یک مکان است، به گونهای که آن شیء بر اثر تماس با آتش دچار سوختن و تغییر حالت شود. این عبارت در معنای اصلی خود به عملی اشاره دارد که در آن فرد با استفاده از آتش یا وسیلهای مانند کبریت و فندک، چیزی را میسوزاند یا آن را در معرض شعله قرار میدهد تا آتش بگیرد. در زندگی روزمره، آتش زدن میتواند برای مقاصد مختلفی مانند روشن کردن اجاق، گرم کردن محیط یا سوزاندن مواد زائد انجام شود و کاربردی کاملاً عملی و فیزیکی دارد. این واژه علاوه بر معنای واقعی، در زبان فارسی به صورت مجازی نیز به کار میرود و میتواند برای بیان شدت احساسات مانند خشم، عشق یا هیجان شدید استفاده شود، به گونهای که گفته میشود «دلش را آتش زد» یا «عشقش را آتش زد» که نشاندهندهٔ شدت و تأثیر عاطفی بسیار زیاد است. در برخی متون ادبی، آتش زدن نماد نابودی، پایان دادن به چیزی یا از بین بردن کامل یک وضعیت نیز محسوب میشود و بار معنایی عمیقتری پیدا میکند. این واژه در علوم مختلف مانند شیمی و فیزیک نیز به فرآیند سوختن و واکنش مواد با اکسیژن اشاره دارد که در آن انرژی به صورت گرما و نور آزاد میشود. آتش زدن در هر دو معنای حقیقی و مجازی، مفهومی قدرتمند و تأثیرگذار دارد که میتواند هم جنبه مثبت مانند استفاده مفید از آتش و هم جنبه منفی مانند تخریب و آسیب را شامل شود. بنابراین، این عبارت به معنای شعلهور کردن و سوزاندن چیزی به وسیله آتش است که هم در معنای واقعی و هم در معنای استعاری در زبان فارسی کاربرد گسترده دارد و بسته به موقعیت، میتواند نشاندهندهٔ استفاده مفید یا ایجاد تخریب باشد.
مترادفها
آتش زدن، شعلهور کردن
متضادها
خاموش کردن
لغت نامه دهخدا
( آتش زدن ) آتش زدن. [ ت َ زَدَ ] ( مص مرکب ) آتش اندرزدن. سوزانیدن:
بفرمود تا آتش اندرزدند
همه شهر توران بهم برزدند.فردوسی.- آتش زدن در مالی؛ بگزاف صرف کردن آن، و یا فروختن آن بثمن بخس.
- آتش زدن کسی را؛ او را خشمگین کردن.
- موی کسی را آتش زده بودن؛ درست بوقت رسیدن او.
فرهنگ فارسی
( آتش زدن ) ( مصدر ) موجب افروختن آتش در چیزی شدن سوزانیدن.
سوزانیدن