نخستین مفهوم واژه «میزان»، که در متون دینی بهویژه در سوره «رحمن» پس از خلقت آسمانها به آن اشاره شده، فراتر از معنای صرفِ «ترازو» و ابزار اندازهگیری وزن اشیاء در لغت است. این واژه در باطن، تمامی قوانین دقیق و حسابشدهای را در بر میگیرد که بر نظام هستی حاکم است؛ خواه این قوانین، مختص به جهان تکوین (نظم کیهانی، قوانین فیزیک و ساختار ماده) باشند یا به حوزه تشریع تعلق داشته باشند. نظم شگفتانگیز حاکم بر میلیونها جرم آسمانی و تداوم حیات بر روی زمین، بدون استناد به یک سیستم سنجش و محاسبات دقیق، غیرقابل تصور است. در نتیجه، تفاسیر متعددی که از «میزان» به «قرآن»، «عدل»، یا «شریعت» ارائه شده، در حقیقت هر یک اشارهای به جلوهای از این مفهوم فراگیر و بنیادین دارند که اساس سنجش و برقراری تعادل است.
این مفهوم بنیادی، بر اهمیت اندازهگیری و حسابکشی در تمام شئونات تأکید میورزد. آموزههای اخلاقی و عملی بر این اصل استوارند که «با ترازوی درست بسنجید» و «پیوسته به عدالت رفتار کنید و از میزان نکاهید». همچنین، مفهوم «وزن» در زبان عربی و تفاسیر قرآنی، فراتر از سنجش مادی، به اعتبار، ارزش و منزلت فردی نیز اشاره دارد؛ چنانکه در عباراتی همچون «لَیْسَ لِفُلانٍ وَزْنٌ» به معنای بیمقدار و بیاعتبار بودن فرد به کار رفته است. در قیامت، این وزنیافتگی اعمال تجلی مییابد؛ جایی که اعمال انسانها در ترازوی عدل الهی سنجیده میشود و اعمال بیارزش، فاقد هرگونه وزن و اعتنا خواهند بود.
در نهایت، نظام آفرینش خود گواه این قانونمندی است. جایگیری محکم کوهها در زمین و رویش گیاهان و میوههای «اندازهگیریشده» در آن، نشان میدهد که هیچ چیز در هستی بدون حساب و اندازه خلق نشده است. تمامی اجزای طبیعت، از کوچکترین ذره تا بزرگترین ساختار سماوی، تابع یک معیار دقیق سنجش هستند که این معیار همان «میزان» الهی است. این چارچوب دقیق، ضامن قوام و پایداری جهان است و همواره انسان را به حفظ تعادل و دقت در کردار دعوت مینماید.