ابوعثمان

لغت نامه دهخدا

ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) کنیت بیست تن از صحابه کبار است.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) رجوع بتاریخ الحکماء قفطی چ لیپزیک ص 325 س 10 شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) تابعی است.او از ابی هریره و از او معاویةبن صالح روایت کند.
ابوعثمان. [اَ ع ُ ] ( اِخ ) او از پدر خویش و او از معقل بن یسار روایت کند. و این ابوعثمان غیر ابوعثمان نهدی است.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) ابن بغونش سعیدبن محمد. رجوع به ابن بغونش ابوعثمان... شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) ابن حداد قیروانی. رجوع به ابن حداد... شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) ابن سنّة الخزاعی. تابعی است. و بعضی گفته اند صحابی است.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) ابن لیون. اسعدبن ابی جعفر. ادیب و شاعر اندلسی. وی درسایر علوم نیز بابصیرت بود و در پایان مائه هفتم واوائل مائه هشتم باندلس میزیست. او را کتبی در هندسه و فلاحت و آداب و مواعظ هست و بایجاز بیان و اختصار اداء موصوف و معروف است. چنانکه مردم اندلس بدان مثل زدندی و هر مردی طویل القامه را گفتندی وی بر قلم ابن لیون نگذشته است. از کتب مشهوره اوست: کتاب کمال الحافظ. و جمال اللافظ. کتاب انداءالدیم. کتاب نصایح الاحباب. کتاب نفح السحر. کتاب اختصار بهجةالمجالس.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) ابن مرجانه. از روات حدیث است.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) ابن مسحج. رجوع به ابن مسحج... شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) ابن یعقوب الدمشقی. رجوع به ابوعثمان دمشقی شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) ابوضمضم کلابی. سعیدبن ضمضم. رجوع به ابوضمضم کلابی... شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) احمدبن ابی عثمان ابن ابی المطوس. از روات حدیث است.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) اسقاندانی [ شاید مصحف اشناندانی ]. او راست: کتاب معانی الشعر. ( کشف الظنون ).
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) اسماعیل بن عبدالرحمن صابونی. رجوع به اسماعیل... شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) اسماعیل بن محمدبن احمد اصفهانی. رجوع به اسماعیل... شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) اشناندانی. رجوع به اشناندانی ابوعثمان وراق... شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) امیّةبن ابی الصلت. رجوع به امیه... شود.
ابوعثمان. [ اَ ع ُ ] ( اِخ ) الانصاری. صحابی است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ابوعثمان (ابهام زدایی). ابوعثمان ممکن است اسم یا کنیه برای اشخاص ذیل باشد: • ابوعثمان ابن حداد، اِبْن ِ حَدّاد، ابوعثمان سعید بن محمد غسّانی (۲۱۹-۳۰۲ق /۸۳۴ -۹۱۴م )، فقیه، متکلم و ادیب مغربی • ابو عثمان عمرو بن بحر جاحظ، متکلم و ادیب معتزلی و مؤلف کثیرالتألیف قرن سوم• ابوعثمان مغربی، اَبو عُثْمانِ مَغْرِبی، سعید بن سلام (د ۳۷۳ق/ ۹۸۳ م)، از بزرگان مشایخ صوفیه و عرفای بنام سلسله معروفیه
...

جمله سازی با ابوعثمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و گویند میان زکریّاء شختنی و میان زنی وقتی سببی رفته بود پیش از توبۀ وی، روزی بر سر ابوعثمان حیری ایستاده بود پس از آنک از شاگردان خاص او بود تفکّر میکرد اندر کار او ابوعثمان سربرآورد و گفت شرم نداری.

💡 اصل ابوعثمان حیری از ری می‌باشد (به همین دلیل او را رازی نیز نامیده‌اند) که در حیره (نیشابور) (در حدود آرامگاه خیام) زندگی می‌کرده‌است، دلیل انتساب وی به حیری نیز به همین دلیل است. ابوعثمان در سال ۲۹۸ هجری قمری در نیشابور وفات یافت.

💡 و از ایشان بود ابوعبداللّه محمّدبن الفضل البلخی بسمرقند نشستی باصل بلخی بود و از بلخ وی را بیرون کردند و بسمرقند شد و آنجا فرمان یافت، صحبت احمد خضرویه کرده بود و پیران دیگر، ابوعثمان حیری بدو میلی عظیم داشت. وفات او اندر سنۀ تسع عشر و ثلثمایه بود.

💡 و از ایشان بود ابومحمّد عبداللّه بن محمّدالرازی رَحْمَةُ اللّه عَلَیْه،مولود وی بنشابور بود و از یاران ابوعثمان حیری و یوسف بن الحسین و رُوَیْم و سمنون و پیران دیگر بود، وفات او اندر سنۀ ثلث و خمسین و ثلثمایه بود.

💡 ابوعثمان اُشْنانْدانی (؟ -۹۰۱)(نسب: ابوعثمان سعید بن هاورن اُشناندانی بصری) لغوی و نحوی عرب در سدهٔ سوم قمری بود. از جمله آنهایی است که به جمع میان مذهب اهل بصره و اهل کوفه پرداخت.اثرش به نام «معانی الشعر» برجا مانده است.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز