لغت نامه دهخدا
ازینان. [ اِ ی ِ ] ( ع مص ) آراسته شدن. زینت گرفتن. ازدیان. آراسته گردیدن. ( منتهی الارب ).
ازینان. [ اِ ی ِ ] ( ع مص ) آراسته شدن. زینت گرفتن. ازدیان. آراسته گردیدن. ( منتهی الارب ).
آراسته شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وفا و مهر ازینان طمع مدار ایدل نمیشوند نکویان بمدعای کسی
💡 وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ بیازمودیم ایشان را که پیش ازینان بودند، فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا ناچاره اللَّه آزماید تا ببیند ایشان که راست میگویند، وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ (۳) و ببیند ایشان را که دروغ میگویند.
💡 روان کرد ازینان سپاهی گران پر از خشم و کینه ز جنگ آوران
💡 به باری، چند ازینان شکوه رانم که این خوبی بدیشان داد باری
💡 بردرِ او شو که ازینان به اوست روزی ازو خواه که روزی ده اوست