ابزار الات

فرهنگ معین

( ابزارآلات ) ( ~. ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) مجموعة ابزارها و وسایل کار.

فرهنگ فارسی

( ابزار آلات ) ( اسم ) آلت ها و افزارها مجموع. ابزارهای کار.

جمله سازی با ابزار الات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آثاری و اشیاء قدیمی از جمله سفال های خاکستری , نخودی و... , سلاح و ابزار الات جنگی از دوره های مختلف باقی مانده که با با مقایسه کردن انها با سفال دوره اشکانی و قبل از آن میتوان به این نتیجه رسید که زندگی به صورت عمومی از دوره اشکانی شروع شده و ظروف سنگی سیاه و مرمری روشن و ظروف فلزی مسی و مفرغ و پیدا شدن استخوان های زن و مرد در چند مورد و لوازم ارایشی آنها که این مکان را مسکونی اعلام میکنند.

💡 این ورزشکار بعد از کسب سه مدال قهرمانی و شهرت در آسیای شرقی مورد توجه یه شرکت شناخته شده چینی در زمینه ساخت ابزار الات دارت شد