باد قبول
لغت نامه دهخدا
باد قبول. [ دِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باد صبا بدان جهت که ضد دبور است. ( منتهی الارب ): امروز که باد قبول فضل را گذاشت... ( ترجمه تاریخ یمینی نسخه خطی کتابخانه لغت نامه ص 9 ). رجوع به باد پیش و صبا شود. || آنکه [بادی که ] مقابل در کعبه شرفهااﷲ میوزد. || آنکه [بادی که ] مقبول طبایع و نفوس است. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با باد قبول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اقبال بر آتش دلم آب زند گر باد قبول آید از خاک درت
💡 زین نمط آراسته بکری چو ماه باد قبول دل دانای شاه
💡 آب حیوان با همه باد قبول بر سر آتش نشست از خاک تو
💡 بخضرت تو چو باد قبول من بنشست چه گرد خیزدم اکنون ازین دیار و دمن
💡 گر از مهبّ جودت، باد قبول یابد نامش ز فخر گردد، تاج سرافاضل