النجوم
مترادفها
ستارگان، ستاره ها
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
نجم (۱۳ بار)
اصل نجم به معنی طلوع و بروز است گویند: «نَجَمَ الْقَرْنُ وَ النَّباتُ» یعنی شاخ و علف روئید و ظاهر شد، ستاره را از آن نجم گویند که طلوع میکند (مجمع) راغب اصل آن را کوکب طالع گفته و «نَجَمَ نُجُوماً نَجْماً» را طلوع و بروز گوید. در نهج البلاغه خطبه 59 درباره خوارج فرموده «کُلَّما نَجَمَ مِنْهُمْ قَرْنٌ قُطِعَ» هرگاه رئیسی از آنها ظاهر و طالع گردید کشته میشود. نجم هم مصدر آمده و هم اسم، ولی در قرآن مصدر به کار رفته است ایضاً نجوم هم مصدر آمده و هم جمع نجم ولی در قرآن مجید فقط جمع به کار رفته است.. و با علاماتی و هم با ستارگان هدایت میشوند و راه مییابند. *. مراد از نجم در آیه نبات و علف است مقابل شجر، علت این تسمیه بروز و طلوع آن از زمین است پس نجم نبات بیساقه و شجر نبات با ساقه میباشد که با آمدن زمستان از بین نمیرود یعنی علفها و درختان خدا را سجده میکنند و از اوامرش پیروی مینمایند بعضی آن را در آیه ستاره دانستهاند ولی بعید است. *. هوی به معنی سقوط است «هَوَی الشَّیْءُ هُوِیّاً: سَقَطَ مِنْ عُلُوٍّ اِلی اَسْفَلِ» مراد از هوی نجم ظاهراً سقوط آن از سمت رأس به طرف غروب است و شاید «هَوی» به معنی صعود باشد رجوع شود به «هوی». یعنی: قسم به ستاره آنگاه که فرود میآید، رفیق شما گمراه نشده و به خطا نرفته است. چون اوائل سوره درباره نزول وحی و معراج آن حضرت است به نظر میآید قسم به فرود آمدن یا بالا رفتن ستارهبا آن مطلب تناسبی دارد. گفتهاند مراد از «النجم» در آیه قرآن است که نجوماً و تدریجاً نازل شده به قولی مراد از آن ثریا و به قولی شعری و به قولی شهابها است ولی ظهور آیه با هیچ یک سازگار نیست. *. آفتاب و ماه و ستارگان همه به امر خدا رام و مسخرّند لفظ نجوم 9 بار در قرآن مجید به کار رفته و آیات.. که در «طُمِس» و «کَدر» گذشت از تحول و تغییر آنها در قیامت حکایت دارند. ظاهراً مراد از نجم و نجوم در قرآن مجید فقط ثوابت است و کواکب (سیارات) و مصابیح غیر از آنهاست واللَّه اعلم، رجوع کنید به «رجم - مصباح - شهاب».
جمله سازی با النجوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرأ حمزة و الکسائی: بموقع النجوم علی التوحید. و قرأ الباقون: بِمَواقِعِ النُّجُومِ علی الجمع.
💡 (قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: النجوم امانلاهل السّماء فاذا ذهبت النجوم، ذهب اهل السماء؛واهل بيتى امان لاهل الارض، فاذا ذهب اهل بيتى، ذهباهل الارض )).
💡 آية (97): و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر قد فصلنا الايت لقوم يعلمون.
💡 باز اضافه مى كند او است كه خورشيد و ماه و ستارگان را آفريده است، در حالى كههمه سر بر فرمان او هستند (و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره ).
💡 و در تفسير قمى در ذيل جمله (فاذا النجوم طمست ) گفته است: يعنى نور ستارگان ازبين مى رود، و خود آنان فرو مى ريزند.