جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و آن وقت معصيت شرك از ايشان فرض نداشت، زيرا اگر هم مشرك مى شدند شركشانعمل پدرانشان محسوب مى شد، چون راهى جز پيروى از پدران و بار آمدن كوركورانه برشرك آنان نداشتند، آن وقت صحيح بود بگويند: (انما اشرك آباونا منقبل و كنا ذريه من بعدهم افتهلكنا بما فعل المبطلون ).
💡 (فـاذا جـاء امـر اللّه قضى بالحق و خسر هنالك المبطلون ) - يعنى و چون امر خدا بهعـذاب صـادر شـود، بـه حـق داورى مـى شـود، يـعـنـى حـق را غـالب وبـاطـل را رسـوا مـى كـنـد و در ايـن هـنـگـام اسـت كـه افـرادى كـه بـهبـاطـل تـمـسـك مـى كـرده اند زيانكار مى شوند، هم در دنيا و هم در آخرت، اما در دنيا دچارهلاكت مى گردند، و اما در آخرت به عذاب دائم مبتلا مى شوند.
💡 در آيه بعد اشاره به هدف ديگر اين پيمان كرده، و مى گويد: (اين پيمان را به خاطرآن گرفتيم كه نگوئيد: پدران ما پيش از ما بت پرست بودند و ما هم فرزندانى بعد ازآنها بوديم و چاره اى جز تبعيت از آنها نداشتيم آيا ما را به گناه افراد بيهوده كارمجازات مى كنى ) (او تقولوا انما اشرك آبائنا منقبل و كنا ذرية من بعدهم افتهلكنا بما فعل المبطلون ).
💡 در اينكه پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به مكتب نرفت و خط ننوشت، درميان مورخان بحثى نيست و قرآن نيز صريحا در آيه 48 سوره عنكبوت درباره وضعپيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) قبل از بعثت مى گويد و ما كنت تتلوا من قبله من كتابو لا تخطه بيمينك اذا لارتاب المبطلون: (پيش از اين نه كتابى مى خواندى و نه بادست خود چيزى مى نوشتى تا موجب ترديد دشمنانى كه مى خواهند سخنان تراابطال كنند گردد).
💡 منظور از آمدن امر، در جمله (همين كه امر ما آمد)نازل شدن عذاب است و به وجهى دقيق تر صدور امر الهى است كه بهدنبال آن قضاء فصل و حكم نهايى براى جدا سازى بين يكرسول و قومش صادر مى گردد همچنانكه در آيه زير درباره قضاءفصل فرموده (و ما كان لرسول ان ياتى باية الا باذن اللّه فاذا جاء امر اللّه قضىبالحق و خسر هنالك المبطلون ).
💡 و بهر حال آيه (و اذ اخذ ربك من بنى آدم...) دلالت دارد بر اينكه تمامى افراد بشرمورد اين استشهاد واقع شده، و يكايك ايشان به ربوبيت پروردگار اعتراف نموده اند وذيل آن و همچنين آيه بعدش يعنى جمله (ان تقولوا يوم القيمه انا كنا عن هذا غافلين ) وجمله (او تقولوا انما اشرك آباونا من قبل و كنا ذريه من بعدهم افتهلكنا بمافعل المبطلون ) غرض از اين اخذ و استشهاد را بيان مى كند.