لغت نامه دهخدا
افلاکیان. [ اَ ] ( اِ مرکب ) ثوابت و سیارات. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( مؤید ) ( شرفنامه منیری ). ملائکه و ثوابت و سیارات. ( فرهنگ محمودی از فرهنگ شعوری ):
شاهد نوفتنه افلاکیان
نوخط فرد آینه خاکیان.نظامی.|| ( اِخ ) طایفه ای اند از بدمذهبان. ( شرفنامه منیری ). طایفه ای باشند از بی دینان و بدمذهبان. ( برهان ) ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ). طایفه ای از بدمذهبان. ( فرهنگ میرزاابراهیم ). نام طایفه ای که اجرام سماوی را پرستش کنند. ( ناظم الاطباء ).