اظن
مترادفها
گمان، شک، ظن
متضادها
یقین، اطمینان
لغت نامه دهخدا
اظن. [ اَ ظَن ن ] ( ع ن تف ) سزاوارتر کسی که درباره امری به وی گمان برند. گویند: نظرت الی اظنهم ان یفعل ذلک؛ ای الی اخلقهم ان اظن به ذلک. ( از تاج العروس ) ( از ذیل اقرب الموارد ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَظُنُّ: گمان می کنم
معنی مَا أَظُنُّ: گمان نمی کنم
معنی أَذِّن: اعلام کن
معنی أَذَّنَ: اعلام کرد
معنی أَذِنَ: اجازه داد
معنی أُذُنَ: گوش
معنی أُذِنَ: اجازه داده شد
ریشه کلمه:
ظنن (۶۹ بار)
جمله سازی با اظن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خفف الوطء ما اظن ادیم ال ارض الا من هذه الاجساد