اصول هندسه. [ اُ ل ِ هَِ دِ س َ / س ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قواعد اصلی و اساسی دانش هندسه. رجوع به هندسه شود. || ( اِخ ) نام کتابی که آنرا به افلاطون نسبت داده اند. ( ابن الندیم ). و گویند قسطا آنرا ترجمه کرده است. رجوع به تاریخ علوم عقلی صفا ص 92 شود. و منالاوس را نیز کتابی بهمین نام بوده که ثابت بن قره آنرا به عربی درآورد. ( از همان تألیف ص 108 ). و اقلیدس را نیز کتابی بنام اصول هندسه یا جومطریا بوده است. ( از همان کتاب ص 104 ). رجوع به فهرست همان کتاب شود.
قواعد اصلی و اساسی دانش هندسه یا نام کتابی که آنرا به افلاطون نسبت داده اند.
رجوع شود به:اقلیدس (۳۳۰ـ۲۶۰پ م)
💡 اما دانشمندی به نام اقلیدس که در اسکندریه زندگی میکرد، هندسه را به صورت یک علم بیان نمود. وی حدود سال ۳۰۰ پیش از میلاد مسیح، تمام نتایج هندسی را که تا آن زمان شناخته بود، گرد آورد و آنها را بهطور منظم، در یک مجموعهٔ ۱۳ جلدی قرار داد. این کتابها که اصول هندسه نام داشتند، به مدت ۲ هزار سال در سراسر دنیا برای مطالعهٔ هندسه به کار میرفتند.
💡 احتمالاً بابلیان و مصریان کهن نخستین کسانی بودند که اصول هندسه را کشف کردند. در مصر هر سال رودخانه نیل طغیان میکرد و نواحی اطراف رودخانه را سیل فرا میگرفت. این رویداد تمام علایم مرزی میان املاک را از بین میبرد و لازم میشد دوباره هر کس زمین خود را اندازهگیری و مرزبندی کند. مصریان روش علامتگذاری زمینها با تیرک و طناب را ابداع کردند. آنها تیرکی را در نقطهای مناسب در زمین فرومیکردند و تیرک دیگری در جایی دیگر نصب میشد و دو تیرک با طنابی که مرز را مشخص میساخت به یکدیگر متصل میشدند. با دو تیرک دیگر زمین محصور شده و محلی برای کشت یا ساختمان سازی مشخص میشد.