اسلاک

لغت نامه دهخدا

اسلاک. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ سِلک. جج ِ سِلکة.
اسلاک. [ اِ ] ( ع مص ) پاسپر کنانیدن. پی سپر کردن جایی را: اسلکه ایاه. ( منتهی الارب ). || درکشیدن برشته، چنانک مهره را بریسمان. || درآوردن چیزی در چیزی. درآوردن در جایی، چنانکه دست را در گریبان: اسلک یده فی الجیب؛ درآورد دست را در گریبان.

جمله سازی با اسلاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذره سای توسط دو گروه تحقیقاتی، یکی به سرپرستی برتون ریکتر از آزمایشگاه ملی شتاب‌دهنده اسلاک و دیگری به سرپرستی ساموئل چائو چونگ تینگ از مؤسسه فناوری ماساچوست و به طور جداگانه کشف شد. تینگ و ریکتر در ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ در آزمایشگاه ملی شتاب‌دهنده اسلاک یکدیگر را ملاقات کردند و متوجه شدند که تیم هرکدام، مستقل از دیگری به این کشف دست یافته است. تینگ و ریکتر در سال ۱۹۷۶ جایزه نوبل فیزیک را به طور مشترک دریافت کردند.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز