استقاده

لغت نامه دهخدا

( استقادة ) استقادة. [ اِ ت ِ دَ ] ( ع مص ) منقاد شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).زمام اختیار بدست کسی دادن. گردن نهادن: استقاد لی؛زمام اختیار بدستم داد. ( منتهی الارب ) ( تاج العروس ). || قصاص بستدن. ( زوزنی ). قصاص خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ). انتقام. کین کشی: استقدت الحاکم؛ کشنده را کشتن فرمودن خواستم از او. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با استقاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌طور کلی اگر این اعمال درست انجام نشود و برای مسواک یا نخ دندان فشار بیش از حد وارد شود، می‌تواند به لثه آسیب وارد سازد. فشار شدید پرزهای مسواک یا طریقهٔ نادرست مسواک زدن می‌تواند موجب درد لثه، از بین رفتن مینای دندان، التهاب لثه و خونریزی لثه شود و حتی در دراز مدت موجب تحلیل و پایین رفتن لثه گردد. دندانپزشک و بهداشت کار دهان و دندان می‌توانند روش صحیح استقاده از مسواک و نخ دندان را آموزش دهند.

💡 از این دستگاه زمانی استقاده می‌شود که شرایط تقسیم محیط به گونه‌ای باشد که با روش مستقیم نمی‌توان محیطی را انجام داد.

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز