لغت نامه دهخدا
( از آنچه ) از آنچه. [اَ چ ِ ] ( حرف ربط مرکب ) بدان سبب. بدان جهت. بعلت آنکه: با قاضی شیراز هم بد بود از آنچه باری چند، امیر محمود گفته بود که قاضی را وزارت شاید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 407 ). و رجوع به زانچه شود.
( از آنچه ) از آنچه. [اَ چ ِ ] ( حرف ربط مرکب ) بدان سبب. بدان جهت. بعلت آنکه: با قاضی شیراز هم بد بود از آنچه باری چند، امیر محمود گفته بود که قاضی را وزارت شاید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 407 ). و رجوع به زانچه شود.
( از آنچه ) ۱ - از چیز معهود یا مذکور. ۲ - بدان سبب بدان جهت بعلت آن که: ( با قاضی شیراز هم بد بود از آنچه باری چند امیر محمود گفته بود که قاضی را وزارت شاید. ) ( بیهقی. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که اگر من از انچه بیتو گذشت یکنفس در حساب عمر آرم