اردشیر سوم (به یونانی: Artaxerxes III) یکی از شاهان امپراتوری هخامنشی بود که در سال ۳۵۷ پیش از میلاد به سلطنت رسید و تا سال ۳۳۸ پیش از میلاد حکومت کرد. او فرزند اردشیر دوم بود و پیش از پادشاهی با نام اُخُس شناخته میشد. اردشیر سوم در دورهای به سلطنت رسید که امپراتوری هخامنشی با چالشهای داخلی و خارجی مواجه بود.
اقدامات نظامی و سیاسی
یکی از نخستین اقدامات او سرکوب شورش کادوسیان بود که در دوران پدرش نیز رخ داده بود. پس از آن، شورش آرتاباز، ساتراپ فریگیه هلسپونت را با تهدید و خط و نشان کشیدن برای حامیان وی خاموش ساخت و آرتاباز را به مقدونیه تبعید نمود. سپس شخصاً راهی صیدا و قبرس شد تا آنان را نیز فرمانبردار کند، که این عملیات با موفقیت انجام شد.
در سال ۳۴۲ پیش از میلاد، اردشیر سوم به مصر لشکر کشید و در پلوزیوم، فرعون نکتانبو دوم را شکست داد و پس از آن، بر تمامی مصر دست یافت. این اقدام نشاندهنده تلاش او برای بازپسگیری سرزمینهای از دسترفته هخامنشیان بود.
مرگ و جانشینی
اردشیر سوم در سال ۳۳۸ پیش از میلاد در پارسه (تخت جمشید) به قتل رسید. پس از مرگ او، سلطنت به فرزندش داریوش سوم رسید که آخرین شاه هخامنشی بود.
اردشیر سوم. [ اَ دَ / دِ رِ س ِوْ وُ ] ( اِخ ) ( هخامنشی ).
نام و نسب: نام او اُخُس بود که تصور میکنند یونانی شده وهوک است، وی پس از اینکه به تخت نشست، خود را اردشیر نامید، اسم او را چنین نوشته اند: در کتیبه تخت جمشید، که از خود اوست، ارت َ خْشثَر، از نویسندگان یونانی دیودور و آریان، آرتاکسرک سس، بعضی دیگر آرتاسس سس، ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه اردشیر ثالث و اُخُس. در داستانهای ما این شاه مانند اردشیر دوم فراموش شده با اردشیر اوّل و دوم یک شاه گشته اند. بنابراین از نویسندگان قرون اسلامی آنهائی که ازمدارک شرقی استفاده کرده اند، مانند طبری و ابن اثیرو مسعودی و ثعالبی و حمزه اصفهانی و غیره اسم او را ذکر نکرده اند. ابوالفرج هم اسم او را ذکر نکرده ( نفوذ داستانهای ما ). نسب اردشیر بالاتر ذکر شده، ظن قوی میرود، که مادر او استاتیرا بوده.
رسیدن او بتخت: شرح کشته شدن داریوش و ارسام و خودکشی آریاسپ در ترجمه اردشیر دوم ذکر شد. پس از آن، چون اُخُس میدانست بسبب این جنایت ها نجبا و مردم از او متنفرند و رضایت نخواهند داد که اوبتخت نشیند، بخواجه سرایان و محارم اردشیر نزدیک شد، پس از مرگ پدر فوت او را پنهان داشت و فرامین و احکام بنام اردشیر صادر کرد. بعد در یکی از چنین فرامین خود را ولیعهد مملکت خوانده در مدت ده ماه امور دولتی را به این سمت اداره کرد. پس از آن، چون دید مقامش محکم شده، فوت پدر را بمردم اطلاع داد و بتخت نشست. ( موافق قانون بطلمیوس 390 ق.م.که مطابق است با آبان، یعنی اکتبر - نوامبر 359 - 358 ق.م. ). دیودور سی سی لی گوید ( کتاب 15، بند93 ): ( ( اسم او اُخس بود، ولی پس از جلوس بتخت از این جهت خود را اردشیر خواند، که بواسطه سلطنت طولانی اردشیر با حافظه حکم شده بود شاهان بعد به این اسم ملقب گردند ) ). اردشیر سوم یکی از پادشاهانی بود، که در موقع انحلال دولتی بتخت می نشینند و از هیچ وسیله برای جمعآوری مملکت فروگذار نمیکنند. بعضی مورخین عهد قدیم او را بسیار ستمکار و خون ریز دانسته اند، و اگر نوشته های آنان را صحیح بدانیم، باید گفت، که کسی از شاهان دودمان هخامنشی حتی کبوجیه بشدت عمل و شقاوت او نبوده.
کشتار در خانواده سلطنت: اردشیر پس از اینکه بتخت نشست تصمیم کرد تمام اعضای خانواده سلطنت را بقتل برساند، تا کسی مدعی تاج و تخت نگردد و با این مقصود کاری کرد، که نظایر آن در تاریخ نادر است. در این موقع شاهزاده ها و شاهزاده خانمهای زیاد بقتل رسیدند و خواهر اردشیر، که اُخا نام داشت و مادر زن او بود، نیز کشته شد. عموی او را با یکصد پسر و نواده در حیاطی محبوس داشته همه را تیرباران کردند. کنت کورث گوید ( کتاب 10، فصل 5 ): که اردشیر هشتاد نفر از عموزادگان خود را با پدران آنها به قتل رسانید. ژوستن نیز این کشتار را تأیید کرده. ( کتاب 10، بند3 ). پس از این کشتار اردشیر تمام کسانی را هم، که از آنها ظنین بود یا می پنداشت که از سلطنت او ناراضی هستند، نابود کرد. چنین است روایات بعض مورخین عهد قدیم، ولی نُلدکه عقیده داشت که این گفته ها اغراق آمیز است و در تحت تأثیرات نوشته های دی نُن، که اردشیر را خیلی بد توصیف کرده و تنفر مصریها از او نقل شده است. اردشیر اشخاصی را که بسلطنت نزدیک بوده اند، نابوده کرده زیرا اشخاصی، مانند داریوش ( داریوش سوم زمان بعد ) و اُکسیاتْرِس برادر اردشیر دوم، زنده ماندند. عالم مذکور در اینجا اردشیر سوم را با اسکندر مقدونی پسر فیلیپ مقایسه کرده زیرا، چنانکه بیاید، او هم پس از جلوس بتخت جمعی را از خانواده خود بقتل رسانید ( تتبعات تاریخی ص 116 ).
[ویکی فقه] اردشیر پسر شیرویه، معروف به اردشیر سوم یکی از پادشاهان ساسانی ایران بود که در خردسالی بر تخت پادشاهی نشانده شد و پس از چند ماه توسط شهربراز به قتل رسید.
اردشیر در هفت سالگی و پس از مرگ پدرش شیرویه، پسر خسروپرویز، به قدرت رسید. سردار ایرانی، شهربراز، او را در سال ۶۳۰ م کشت و خود زمام امور را به دست گرفت اما دیری نپایید که سپاهیان بر او شوریدند و او را کشتند و «پوراندخت» دختر خسروپرویز را به عنوان ملکه ایران منصوب کردند.
ثعالبی، عبدالملک،، تاریخ غرر السیر، ص۷۲۸.
۱. ↑ ثعالبی، عبدالملک،، تاریخ غرر السیر، ص۷۲۸.۲. ↑ کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ص۴۷۸.
منبع
عبدالسلام ترمانینی، رویدادهای تاریخ اسلام، ترجمه پژوهشگران پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ج۱، ص۱۱۵.رده های این صفحه: پادشاهان ایرانی | پادشاهان ساسانی | پادشاهان عصر پیامبر | تاریخ ایران | درگذشتگان سال 9 قمری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو رویدادنامه از دوره هخامنشیان بر جای ماندهاند. یکی از آنها تکهپارهای در وضعیت بسیار آسیبدیدهاست که در آن، به احتمال فراوان، شاه پارسی خشایارشای یکم (۴۸۵–۴۶۵ پ. م) یاد شدهاست. دومین رویدادنامه حاوی اطلاعات زندانیان از شهر شورشی فینیقهای صیدون است که در چهاردهمین سال تاجگذاری اردشیر سوم (۳۴۵ پ. م) به بابل و شوش برده شدهاند. او در متن با نام «اوماسو» خوانده شدهاست.
💡 باگواس خواجه حاجب و محرم و وزیر اردشیر سوم در سال ۳۳۸ پیش از میلاد، اردشیر سوم را به وسیلهٔ یک طبیب فریب خورده مسموم کرد. دو علت برای این اقدام باگواس روایت شدهاست: نخست اینکه خواجه، شاه را بخاطر بیم از زوال موقعیت و مقام خویش کشت، دومین روایت مبنی بر مصری بودن باگواس قرار گرفته است و علت کشتن شاه را بخاطر انتقام از خشونتهایی که وی در مصر بکار برده بود، شرح داده شدهاست.
💡 اگر بتوان به روایات موجود اطمینان کرد، نوشتهاند که اردشیر یکصد و پانزده فرزند داشت که بیشترشان در زمان حیات پدر مردند. به این ترتیب گویا تنها چهار پسر از او باقی ماندند: سه پسر از بطن استاتیرای یکم به نامهای داریوش، آریاسپ، واٌخٌوس یا اردشیر سوم و یک پسر دیگر به نام آرشام (آرسام) که شاه محبت فوقالعادهای نسبت به او داشت.
💡 قباد تمام اموال فرخزاد هرمزد را نیز گرفته و او در استخر دستگیر کرد. در این دوره پیروز خسرو رهبری جناح پارسیگ را بر عهده گرفت و اسپهبد فرخ هرمزد نیز رهبری جناح پهلو را بر عهده داشت. قباد پس از چند ماه سلطنت در ۶ سپتامبر ۶۲۸ میلادی بر اثر طاعون شیرویه درگذشت و پسر هشت ساله اش اردشیر سوم جانشین او شد.