لغت نامه دهخدا
ادری. [ اَ را ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از درایت. داناتر. بدرایت تر. آگاه تر:
فالعقل فن واحدو طریقه
ادری و ارصد والجنون فنون.
- امثال:
صاحب البیت ( یا اهل البیت ) ادری بما فی البیت.
ادری. [ اَ را ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از درایت. داناتر. بدرایت تر. آگاه تر:
فالعقل فن واحدو طریقه
ادری و ارصد والجنون فنون.
- امثال:
صاحب البیت ( یا اهل البیت ) ادری بما فی البیت.
داناتر
ادری ( به عربی: أدری ) یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در استان وادی الشاطئ واقع شده است.
ادری ۴٬۶۱۱ نفر جمعیت دارد.
ادری (چاد). ادری ( به عربی: أدری ) شهری در چاد است که در Assoungha Department واقع شده است. ادری ۱۲٬۵۷۱ نفر جمعیت دارد.
[ویکی الکتاب] معنی أَدْرِی: می دانم (در جمله َإِنْ أَدْرِی أَقَرِیبٌ أَم بَعِیدٌ ":من چه می دانم...)
معنی مَا أَدْرِی: نمی دانم
ریشه کلمه:
دری (۲۹ بار)
💡 جعفر صادق کند تأویل گفتار رسول کاهل بیت ادری بما فی البیت باشند ای پسر
💡 قال (ص): «احلّت لی ساعة من نهار و کذلک نزل بمکة سیهزم الجمع و یولّون الدّبر. قال عمر بن الخطاب: کنت لا ادری ایّ الجمع یهزم، فلمّا کان یوم بدر رأیت النّبیّ (ص) یقول: «سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُرَ».
💡 و عن ابی هریرة قال: رسول اللَّه (ص) ما ادری تبّع نبیا کان او غیر نبی.
💡 هنر در من چو روغن مانده در شیر و ما ادری ایختر ام یذوب
💡 او همچنین از چهرههای سرشناس دیگری همچون ادری هپبورن، سوفیا لورن، ترومن کاپوتی، الیزابت تیلور و توییگی نیز عکاسی کرده بود.
💡 فصرت ولا ادری منالیوم لیلتی ولا عن یمینی لو نظرت شمالیا