لغت نامه دهخدا
بادشاهی. ( حامص مرکب ) پادشاهی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به پادشاهی شود.
بادشاهی. ( حامص مرکب ) پادشاهی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به پادشاهی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این است بادشاهی و ملک حقیقتی دیگر همه فسانه و بیهوده و سمر
💡 از سال ۱۸۵۲ به بعد بخشهایی از مسجد بادشاهی مرمت شد. از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۶۰ م مرمت وسیعی صورت گرفت که هزینه ای در حدود ۴/۸ میلیون روپیه دربرداشت که مسجد را به شکل و حالت و شرایط اولیه خودش بازگرداند.
💡 نمای خارجی مسجد بادشاهی را با سنگهای حکاکی شده تزئین کردهاند و بهویژه از فرم لوتوس بهره گرفتهاند که شکل عمده آن برجسته است. لبه بالایی دیوارها با کنگرههای زیبایی آراسته شدهاست و سنگ مرمر بر زیبایی بنا افزودهاست
💡 از مسجد بادشاهی به عنوان نقطه تحولی در تاریخ معماری شبهقاره هند یاد میشود که همه شکوه و زیبایی دوره گورکانی در آن متمرکز شدهاست.
💡 ز بهر جهان داری و بادشاهی جهانرا دو شاه جهانبان یکی شد