بابوف
لغت نامه دهخدا
بابوف. [ بُف ْ ] ( اِخ ) فرانسوا نوئل معروف به گراک شوس ( 1760 - 1797م. ). عوامفریب فرانسوی متولد به سن کانتن. اوبمخالفت با دیرکتوار با عده ای از ژاکوبن ها متفق شد و محکوم به مرگ گردید. وی قبل از اعدام با خنجر خودکشی کرد. اصول عقیده اش که یک نوع کمونیسم است بنام بابوویسم نامیده میشود.
دانشنامه عمومی
بابوف ( به فرانسوی: Babœuf ) یک کمون ( فرانسه ) در فرانسه است که در اوآز واقع شده است. بابوف ۷٫۱۸ کیلومتر مربع مساحت دارد ۶۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جمله سازی با بابوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جنبش نام خود را از رهبر خود، فرانسوا نوئل بابوف (۱۷۶۵-۹۷) گرفته است. بابوف و یارانش در ۱۷۹۶ «توطئهٔ برابران» را برای برانداختن حکومت طرح کردن که اوج این جنبش بود. اما توطئه کشف شد و بابوف را در ۱۷۹۷ با گیوتین گردن زدند. بابوفها، وارثان ایدئولوژیک مادهباوری (ماتریالیسم) قرن هجدهم فرانسه و اندیشههای انقلابی آن روزگار و نمایندهٔ تندروترین گرایشها در انقلاب فرانسه بودند. بابوفیسم نخستین کوشش برای تبدیل سوسیالیسم به نظریه جنبش انقلابی بود. بابوفیها برای «جمهوری برابران» خود نظام کاملی از مقررات و قوانین برای بهبود وضع تهیدستان و چیرگی بر مقاومتهای نیروهای ضدانقلابی پیشبینی کرده بودند. اندیشهٔ برقرار کردن «دیکتاتوری زحمتکشان» پس از پیروزی انقلاب نیز از این گروه است.
💡 بلانکیسم در جنبشهای انقلابی دیگر کشورها، به ویژه در نارودنیکهای روسیه نفوذ کرد. نارودنیکهای روسیه بر آن بودند که روسیه بی آن که مرحله سرمایهداری را بگذراند، میتواند مستقیم به سوسیالیسم برسد و اساس آن را میتوان بر کمونهای روستایی گذاشت. جنبش انقلابی فرانسوی قرن هجدهم که هدف آن ایجاد «جمهوری برابران» بود. این جنبش نام خود را از رهبر خود، فرانسوا نوئل بابوف گرفتهاست.