لغت نامه دهخدا
اینق. [ اَ ن ُ ] ( ع اِ ) ( از «ن وق » ) ج ِ ناقه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
اینق. [ اَ ن ُ ] ( ع اِ ) ( از «ن وق » ) ج ِ ناقه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قلعه اینق ازین دیگر طرف تیر تقدیر فلک را شد هدف