اگاهان
مترادفها
دانایان، آگاهان، مطلعان
متضادها
نادانان، بیخبران، جاهلان
لغت نامه دهخدا
( آگاهان ) آگاهان. ( نف، ق ) آگاه. در حال آگاهانیدن. || ( اِ ) ج ِ آگاه.
فرهنگ فارسی
( آگاهان ) آگاه
جمله سازی با اگاهان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حزب متحد ملی افغانستان کانون همبستگی فعالان و اگاهان سیاسی کشور و اتحاد داوطلبانه افرادیست که بخاطر حفظ و حراست منافع علیای ملی، ایجاد جامعه دموکراتیک و مدنی، مرفه و عادلانه، متجدد و پیشرفته مبارزه میکند. اصول مناسبات تشکیلاتی حزب متحد ملی افغانستان عالیترین دموکراسی، عینیت و تعهد آگاهانه، وحدت سازمانی، مسولیت فردی و رهبری جمعی وحدت عمل تساوی حقوق و دیسیپلین یک سان،انتخابی بودن همه ارگانهای حزب توزیع صلاحیتها و تناوب رهبری تشکیل میدهد.
💡 در این نشست علمی، بسیاری از اگاهان و متخصصان حوزه تکنولوژی حضور داشتند تا درباره تاثیرات هوش مصنوعی بر آینده بشریت بحث و تبادل نظر کنند.
💡 ما برای حل این بحران محیطزیستی، به نظرات و راهکارهای اگاهان و دانشمندانی نیاز داریم که با جزئیات دقیق مسائل مربوط به تغییرات اقلیمی آشنا هستند.
💡 اگاهان به مسائل اجتماعی، همیشه تلاش میکنند با تحلیلهای دقیق خود، جامعه را از خطرات احتمالی و فرصتهای پیش رو مطلع سازند.