لغت نامه دهخدا
( آکین ) آکین. ( اِ ) آکنه. حشو:
بهر آکین چاربالش اوست
هر پری کاین کبوتر افشانده ست.خاقانی.و رجوع به آگین شود.
( آکین ) آکین. ( اِ ) آکنه. حشو:
بهر آکین چاربالش اوست
هر پری کاین کبوتر افشانده ست.خاقانی.و رجوع به آگین شود.
( آکین ) آکنه
💡 به عنوان نمونه شرکت اکین گامپ استراوس هائور اند فد با بیش از ۸۰۰ وکیل دادگستری که در استخدام دارد، نقش مهمی را در حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از «فهرست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا» داشت. روزنامه نیویورک تایمز، هزینه این شرکت لابیگر در آن دعاوی به نفع سازمان مجاهدین را چندین میلیون دلار برآورد کردهاست.
💡 شرکت اکفن در سال ۱۹۷۶ توسط حمدی اکین تأسیس شد. دفتر مرکزی این شرکت در شهر استانبول، ترکیه قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازار بورس استانبول معامله میشود.
💡 چهار جایزه اصلی جشنواره آکادمی سینمایی آلمان، به انضمام جایزه بهترین فیلم سال ۲۰۰۷ به فیلم «در طرف دیگر (فیلم)» ساخته فاتح اکین سینماگر ترکتبار آلمانی تعلق گرفت. این فیلم به «لبه بهشت» یا «لبه زندگی» هم خوانده شده است. بیبیسی فارسی