لغت نامه دهخدا
( آکین ) آکین. ( اِ ) آکنه. حشو:
بهر آکین چاربالش اوست
هر پری کاین کبوتر افشانده ست.خاقانی.و رجوع به آگین شود.
( آکین ) آکین. ( اِ ) آکنه. حشو:
بهر آکین چاربالش اوست
هر پری کاین کبوتر افشانده ست.خاقانی.و رجوع به آگین شود.
( آکین ) آکنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرکت اکفن در سال ۱۹۷۶ توسط حمدی اکین تأسیس شد. دفتر مرکزی این شرکت در شهر استانبول، ترکیه قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازار بورس استانبول معامله میشود.
💡 چهار جایزه اصلی جشنواره آکادمی سینمایی آلمان، به انضمام جایزه بهترین فیلم سال ۲۰۰۷ به فیلم «در طرف دیگر (فیلم)» ساخته فاتح اکین سینماگر ترکتبار آلمانی تعلق گرفت. این فیلم به «لبه بهشت» یا «لبه زندگی» هم خوانده شده است. بیبیسی فارسی