اپرویز

لغت نامه دهخدا

اپرویز. [ اَ پ َرْ ] ( اِخ ) پرویز. اپرواز. ابرویز. برویز. || ( ص ) مظفر. منصور. گرامی. ( برهان ). || ( اِ ) نامی از نامهای مردان ایرانی.

فرهنگ عمید

۱. پیروز، مظفر، فاتح.
۲. عزیز، گرامی.

فرهنگ فارسی

پیروزگر فاتح

فرهنگ اسم ها

اسم: اپرویز (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: aparviz) (فارسی: اپرویز) (انگلیسی: aparviz)
معنی: پرویز، از شخصیتهای شاهنامه، نام خسرو دوم پادشاه ساسانی

جمله سازی با اپرویز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جریان فتح ایران توسط مسلمانان، یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی در اواسط دهه ۶۴۰ میلادی به سکستان گریخت و در آنجا فرماندار آن اپرویز سکستانی (که کم و بیش مستقل بود) به او کمک کرد. با این حال یزدگرد سوم با مطالبه پول مالیاتی که از پرداخت آن کوتاهی کرده بود، به سرعت به این حمایت پایان داد.

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز