کلمهی «اولوا الامر» در متون اسلامی به معنای «اهل امر» یا «کسانی که مسئولیت و اختیار دارند» است. این عبارت معمولاً به افرادی اطلاق میشود که در امور دینی و اجتماعی رهبری و هدایت مردم را بر عهده دارند و صلاحیت تصمیمگیری و مدیریت جامعه را دارند.
در قرآن کریم، این اصطلاح برای اشاره به کسانی به کار رفته که باید به فرمان خدا و پیامبر عمل کنند و همچنین مردم را به راه درست هدایت نمایند. به عبارت دیگر، «اولوا الامر» شامل کسانی است که اختیار اجرا و نظارت قوانین الهی و مصالح جامعه را دارند و مسئول اجرای عدالت هستند.
کاربرد این عبارت در فقه و تفسیر، اهمیت رعایت اطاعت و همکاری با مسئولان صالح و عادل را نشان میدهد. این افراد وظیفه دارند مردم را به نظم، عدالت و رعایت دستورات دینی دعوت کنند و مردم نیز موظفاند در چارچوب شرعی و قانونی از آنان پیروی کنند تا جامعه سالم و هماهنگ باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه مفسران شيعه در اين زمينه اتفاق نظر دارند كه منظور از اولوا الامر، امامان معصوم ميباشند كه رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى، در تمام شئون زندگى از طرف خداوند وپيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به آنها سپرده شده است، و غير آنها راشامل نمى شود، و البته كسانى كه از طرف آنها به مقامى منصوب شوند و پستى را درجامعه اسلامى به عهده بگيرند، با شروط معينى اطاعت آنها لازم است نه به خاطر اينكه اولواالامرند، بلكه به خاطر اينكه نمايندگان اولواالامر مى باشند.
💡 بعضى ديگر از مفسران مانند نويسنده تفسير المنار و تفسير فىظلال القرآن و بعضى ديگر معتقدند كه منظور از اولوا الامر نمايندگان عموم طبقات، حكام و زمامداران و علما و صاحب منصبان در تمام شئون زندگى مردم هستند، اما نه بطور مطلق وبدون قيد و شرط بلكه اطاعت آنها مشروط به اين است كه بر خلاف احكام و مقررات اسلام نبوده باشد.
💡 اگر منظور از اولوا الامر امامان و رهبران معصوم است، پس چرا درذيل آيه كه مسئله تنازع و اختلاف مسلمانان را بيان ميكند ميگويد: (فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الله و الرسول ان كنتم تومنون بالله و اليوم الاخر ذلك خير و احسنتاويلا: اگر در چيزى اختلاف كرديد آن را به خدا و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) ارجاع دهيد اگر ايمان به پروردگار و روز بازپسين داريد، اين براى شما بهتر وپايان و عاقبتش نيكوتر است -
💡 درست است كه آنها علما و دانشمندان را نيز جزء اولوا الامر گرفتهاند، ولى در حقيقت مطابقاين تفسير علما و مجتهدان به عنوان ناظر و مرجع عاليتر از ساير نمايندگان طبقات شناخته شده اند نه مرجعى در رديف آنها، زيرا علما و دانشمندان بايد بر كار ديگران ازنظر موافقت با كتاب و سنت نظارت داشته باشند و به اين ترتيب مرجع عالى آنها خواهندبود و اين با تفسير فوق سازگار نيست.