لغت نامه دهخدا
اوصل. [ اَ ص َ ] ( ع ن تف ) رساتر. || صله ٔرحم کننده تر. حدیث: جاء رجل الی النبی ( ص ) و هوعلی المنبر فقال من خیر الناس یا رسول اﷲ قال آمرهم بالمعروف و انهاهم عن المنکر و اتقاهم و اوصلهم.
اوصل. [ اَ ص َ ] ( ع ن تف ) رساتر. || صله ٔرحم کننده تر. حدیث: جاء رجل الی النبی ( ص ) و هوعلی المنبر فقال من خیر الناس یا رسول اﷲ قال آمرهم بالمعروف و انهاهم عن المنکر و اتقاهم و اوصلهم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قیل هو من الرّحم و القرابة ای ابر بوالدیه و اوصل للرّحم.