اهراب

لغت نامه دهخدا

اهراب. [ اِ ] ( ع مص ) سخت درافتادن در کاری و مستغرق شدن در آن. || بکوشش رفتن ترسان و گریزان. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شتافتن در تک. ( المصادر زوزنی ) || بردن باد خاک را. || بسوی گریز مضطر کردن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با اهراب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بارون آواک (بارناوا) (به ارمنی: Պարոն Աւագ) یکی از محله‌های مرکزی شهر تبریز است که بین محله‌های اهراب، لیل‌آباد و میارمیار و در محدودهٔ منطقهٔ ۴ واقع شده‌است. این محله پس از دورهٔ ناصرالدین‌شاه به سکونتگاه اصلی مردم ارمنی تبریز تبدیل شده و جایگزین محلهٔ ارمنستان داخلی گردیده‌است.

💡 حمید محمدزاده در سال ۱۹۲۴ در محله اهراب تبریز به دنیا آمداولین تحصیلات خود را در مدارس «نجات» و «پرورش» تبریز گذراند. پس از پایان تحصیل در سال ۱۳۴۱ در دارالمعلم تبریز به تحصیل پرداخت پس از پایان تحصیلات از این مدرسه به مدت دو سال در مدارس صفوی، پوراندخت و صنعان اردبیل به عنوان معلم مشغول به کار شد