انگریز
مترادفها
انگلیسی
لغت نامه دهخدا
انگریز. [ اَ ] ( اِ ) رستنیی باشد و گل آن مانند گل خسک زرد می شود و اطراف آن خار دارد و آن را بعربی قرطم بری خوانند و به یونانی طریغان گویند. ( از برهان قاطع ) ( هفت قلزم ) ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || نوعی از مردم فرنگ هم هست. ( برهان قاطع ). مراد انگلیس است و انگریز از زبان پرتغالی در هندوستان معمول شده و از آنجا بدیگر ممالک اسلامی رسیده است. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).
فرهنگ عمید
گیاهی پرخار و دارای گل های زرد.
انگلیس. &delta، تلفظ دیگر از نام انگلیس که در هندوستان از زبان پرتغالی گرفته شده و بعد در بعضی کشورهای اسلامی هم متداول شده.
جمله سازی با انگریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خلاص که لهٔ انگریز نه وو، شو د اورسانو گور
💡 گه فریب روس خورده گه فریب انگریز تاگذشت آن فرصت عالی به کجدار و مریز
💡 بسیاری از آثار ادبی بسیار کلاسیک جهان، از جمله نوشتههای نویسندگان بزرگ انگلیسی، توسط مترجمان ماورای متخصص به زبان فارسی برگردانده شدهاند.
💡 استعمارگری نیروهای انگریز در دوران گذشته، تاثیرات بسیار عمیق و پیچیدهای بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی کشورهای مختلف گذاشته است.
💡 در بسیاری از کشورهای مختلف در قاره آسیا، یادگاریهای دوران سلطه نیروهای انگریز همچنان در معماری و سیستمهای قضایی و اداری مشاهده میشود.