کلمه «انصب» در عربی به معنای «برپا کردن»، «نصب کردن» یا «استقرار دادن» چیزی در جایگاه مشخص است و معمولاً در زمینههای فیزیکی و معنوی به کار میرود. در کاربرد فیزیکی، انصب به معنای نصب ابزار، تجهیزات، تابلو یا سازهای در مکان معین است تا کارایی یا عملکرد خاصی داشته باشد. در متون دینی و تاریخی، انصب گاهی به معنای برپایی یا استقرار نمادها، حجلهها یا اشیاء مقدس در مکانهای خاص به کار رفته است. «انصب» همچنین میتواند به صورت مجازی به معنای تثبیت و ایجاد شرایط برای امری خاص بهکار رود. کاربرد صحیح آن معمولاً نیازمند ذکر شیء یا موضوعی است که نصب یا برپا میشود تا مفهوم جمله کامل و واضح شود.
انصب
لغت نامه دهخدا
انصب. [ اَ ص َ ] ( ع ص ) گوسپند راست سرون و خر افراشته گوش. ( مهذب الاسماء ): تیس انصب؛ تکه ایستاده شاخ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). راست سرو. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ).
جمله سازی با انصب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پيغمبر خداى فرمود: قال الله عزوجل اذا وجهت الى عبد من عبيدى مصيبه فى بدنه او ماله او ولده ثماستقبل ذلك بصبر جميل استحييت منه يوم القيامه ان انصب له ميزانا و انشر له ديوانا(135): خداى فرمود: چون متوجه كنم به بنده اى از بندگان خود مصيبتى را در بدن يا اموال يا فرزندانش و پذيرايى كنند آن را به شكيبايى نيكو شرم مى دارم از او در روز رستخيز كه براى او ميزانى بر افرازم يا ديوانى باز نمايم.