لغت نامه دهخدا
( انصافاً ) انصافاً. [ اِ فَن ْ ] ( ع ق ) بطور عدالت و حقانیت. ( ناظم الاطباء ). از روی عدل و انصاف.
( انصافاً ) انصافاً. [ اِ فَن ْ ] ( ع ق ) بطور عدالت و حقانیت. ( ناظم الاطباء ). از روی عدل و انصاف.
( انصافاً ) (اِ فَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) از روی انصاف.
از روی داد از روی انصاف
💡 وإ نا انصافا للعلم والحق نقول: ان الدكتور طه حسين، قد شكقبل ذلك فى وجود عبداللّه بن سباء هذا واليك بعض ما اثبته فى كتابه العظيم ((الفتنهالكبرى )) الجزء الثانى ((على وبنوه )) وهو يتحدث عن وقعة صفين )).(205)
💡 اين بود حاصل سخنان مخالفين كه به خورد جامعه داده اند، انصافا سخن درستى است و ماقبول داريم و ليكن هيچيك از آنها بر اسلام و تشريع اسلام وارد نيست بلكه همه اش متوجهمسلمانان است.