انده زده

متضادها

شاد، خرسند

لغت نامه دهخدا

انده زده. [ اَ دُه ْ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) غم زده. غمدیده:
بجز آن زلیخای انده زده
بدان غم زده جان ماتمکده.شمسی ( یوسف و زلیخا ).بر آن پیر یعقوب انده زده
دلم آتش است و تن آتشکده.شمسی ( یوسف و زلیخا ).

فرهنگ فارسی

غم زده. غمدیده

جمله سازی با انده زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بحر اندیشه فرو برده بیک بار مرا خیل انده زده ره بر دل افکار مرا

💡 دمنه چون سرافگنده ای انده زده بنزدیک شنزبه رفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران