فرهنگستان زبان و ادب
{organic} [زیست شناسی] مربوط به اندامگان
{organic} [زیست شناسی] مربوط به اندامگان
مربوط به اندامگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیچ حیوان بزرگی در آنجا بهطور دائمی توانِ زندگی ندارد، اما باکتریها، نماتدها، کنه، و ریز اندامگانی در خزه و گلسنگها زندگی میکنند.