انتفاش

لغت نامه دهخدا

انتفاش. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) موی برافراشتن گربه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). براق شدن گربه. || وا تیغ خاستن موی. ( منتهی الارب ) ( مجمل اللغه ). وا تیغ شدن موی. ( ناظم الاطباء ). موی کسی واتیغ خاستن. ( مصادر زوزنی ). موی وا تیغ خاستن. ( تاج المصادر بیهقی ). موی بر اندام راست شدن. || بال جنبانیدن مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بال جنبانیدن مرغ از ترس یا غضب. ( یادداشت مؤلف ). || دور شدن اجزاء جسمی از یکدیگر است چنانکه هوا در میان آن اجزا داخل گردد مانند پنبه حلاجی شده، و ضد این لفظ اندماج است. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ فارسی

موی برافراشتن گربه را براق شدن گربه. موی کسی واتیغ خاستن. یا بال جنبانیدن مرغ را.

جمله سازی با انتفاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیامدست بهاری بدین خوشی هرگز کزو شکفته گل انتفاش پیر و جوان

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز