انبثاث

لغت نامه دهخدا

انبثاث. [ اِم ْ ب ِ ] ( ع مص ) پراکنده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( ترجمان علامه جرجانی مهذب عادل بن علی ). پراکنده و منتشر گردیدن خبر و جز آن.( ناظم الاطباء ): انبث الخبر و غیره؛ پراکنده و منتشرگردید. ( منتهی الارب ). انتشار. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با انبثاث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و كلمه (هباء) به معناى غبار است. بعضى هم گفته اند: معناى يك دانه ذره از غبار است،كـه وقـتى نور آفتاب از پنجره درون خانه مى تابد اين دانه ها در شعاع آن نور ديده مىشـونـد. و كـلمـه (مـنـبـث ) اسـم فـاعـل و يـا مـفـعـول از مـصـدر بـابانـفعال، يعنى (انبثاث ) است، و انبثاث معناى متفرق شدن، و متلاشى شدن چيزى است،و معناى آيه روشن است.

شارلوت یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز