لغت نامه دهخدا
امعا. [ اَ ] ( ع اِ ) رجوع به امعاء شود.
امعا. [ اَ ] ( ع اِ ) رجوع به امعاء شود.
( اسم ) جمع معی روده ها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند از نعیم سبعهٔ الوان چو کافران کار حجیم سبعه ز امعا برآورم
💡 تهی شد بنده را کاشانه ز آن دیو چو امعا از پس شرب هلیله
💡 و عیسی (ع) گفت، «خویشتن گرسنه و برهنه دارید تا باشد که دلهای شما حق را بیند». و رسول (ص) گفت، «شیطان اندر تن آدمی روان است چون خون اندر رگ، راهگذر وی به گرسنگی تنگ کنید»، و گفت، «مومن به یک امعا خورد و منافق به هفت امعا روده و شکم بود» و معنی آن است که شهوت و خورش منافق هفت چندان بود که از آن مومن.