امرو

لغت نامه دهخدا

امرو. [ اَ ] ( اِ ) امرود. ( الابنیة عن حقایق الادویه ). || مخفف امروز است. ( آنندراج ). و رجوع به امروز شود.

فرهنگ فارسی

انسان، مرد
امرود یا مخفف امروز است

جمله سازی با امرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس چطور بگوييم خدا امر كرد و نهى فرمود؟ و فلان قانون را وضع كرد، با اينكه امرو نهى و وضع، همه امور اعتباريه اند؟ و نيز چگونه بگوييم، خدا مالك و داراى عزت ورزق و غير ذلك است ؟.

💡 به امرو رای و تدبیر و مراد اوست گردون را ثبات و سیر و حل و عقد و امر و نهی و خیر و شر

💡 اوست علم و اوست عامل اوست فعل اوست فاعل اوست امرو اوست امر، اوست صادر اوست مصدر

💡 با اشارات تو کردند انجم وافلاک ختم در زمانه امرو نهی و حل و عقد و گیر ودار

💡 دل به مستی یک شب از دستم به عیاری ربود هرچه می‌گویم بده امرو‌ز و فردا می‌کند

💡 مساءله 10 - اگر بداند كه فلان شخص معين امر و نهيش درطرف مؤ ثر است نه امرو نهى خودش واجب است به آن شخص امر كند كه او طرف راامر به معروف و نهى از منكركند، البته در صورتى كه بداند كه وى با وجود شرائط تكليفاهمال كرده است.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز