المستنصر

لغت نامه دهخدا

المستنصر. [ اَ م ُ ت َ ص ِ ] ( اِخ ) حسن بن یحیی بن علی بن حمود ( متوفی در 446هَ. ق. / 1054 م. ) از خلفای دولت بنی حمود در اندلس. وی به سال 432 هَ. ق. بخلافت رسید. رجوع به اعلام زرکلی چ 1 ج 1 ص 243 و «مستنصر» و «حسن بن یحیی » شود.
المستنصر. [ اَ م ُ ت َ ص ِ ] ( اِخ ) حکم بن عبدالرحمن الناصربن محمدبن عبداﷲ. ( 302 - 366 هَ. ق. / 914 - 976 م. ) ازخلفای اموی در اندلس. وی به سال 350 هَ.ق. بخلافت رسید. رجوع به اعلام زرکلی چ 1 ج 1 ص 266 و مستنصر شود.
المستنصر. [ اَ م ُ ت َ ص ِ ] ( اِخ ) عمربن یحیی مکنی به ابوحفص ( متوفی در 694 هَ. ق. / 1295 م. ) از ملوک حفصیه در تونس بود. رجوع به اعلام زرکلی چ 1 ج 2 ص 725 و «مستنصر» و «عمربن یحیی » شود.

فرهنگ فارسی

عمر بن یحیی مکنی به ابوحفص از ملوک حفصیه در تونس بود.

جمله سازی با المستنصر

💡 سپس مغولان متوجه عراق و بین‌النهرین گردیدند. در آن وقت المستنصر خلیفه عباسی از سلاطین ممالک خویش طلب کمک خواست؛ که الملک الکامل سلطان مصر و الملک ناصرداوود و الملک الاشرف شاهان ایوبی شام و نیز علاءالدین کیقباد شاه سلجوقی روم به کمک وی شتافتند ولی قبل از این که این ارتش بتواند با مغولان رودررو شوند، چند دستگی و نفاق میان آنان به وجود آمده بود از هم پاشیده شدند و هرکدام از روسای ممالک، راه خویش را جدا در پیش گرفتند و سپس به جان یکدیگر افتاده تا ممالک یکدیگر را تسخیر کنند در حالی که مغولان مشغول تسخیر نواحی دیگری از آذربایجان، گیلان و ارمنستان بودند.

💡 تخلص سعد الدین قهستانی به نزاری بود و دلیل انتخاب این تخلص مورد تردید بوده‌است و دو احتمال قوی وجود دارد. نزاری به معنی لاغر و نحیف است و بعید هم نیست، این نام را برایش انتخاب کرده‌اند یا اینکه سعد الدین قهستانی تخلصش را به خاطر نزار المصطفی لدین الله پسر المستنصر بالله الفاطمی انتخاب کرده‌است.