لغت نامه دهخدا
( آلفه ) آلفه. [ ل ِ ف َ ] ( ع ص ) تأنیث آلف. خوگر. خوگیرنده. ج، آلفات، اوالف.
( آلفه ) آلفه. [ ل ِ ف َ ] ( ع ص ) تأنیث آلف. خوگر. خوگیرنده. ج، آلفات، اوالف.
💡 اَلِفِه به طور خاص نوعی حلوا است که با خرما تهیه میشود. ابتدا زنان به اندازهٔ کافی نان (نان تیری) پخته و سپس حلوا را میپزند که بنا بر همان عادت قدیمی، اَلِفِه حتماً باید با روغن محلی تهیه شود. پس از آن مقداری حلوا را در بین دو یا سه عدد نان گذاشته و بین همسایگان و آشنایان پخش میکنند. افراد هم پس از خوردن الفه، برای شادی روح درگذشتگان دعا میکنند.
💡 در بین بختیاریها، غذا آنچنان ارزشمند است که به آن سوگند هم یاد میکنند. غذاهای بختیاری را میتوان به دوگروه تقسیم کرد: الفهها و نذریها و غذاهای معمول.