لغت نامه دهخدا
الحمد خواندن. [ اَ ح َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) قرأت کردن سوره الحمد. رجوع به الحمد شود:
ای که بر ما بگذری دامن کشان
از سر اخلاص الحمدی بخوان.سعدی.بدیناری چو خر در گل بمانند
ور الحمدی بخواهی صد بخوانند.سعدی ( گلستان ).
الحمد خواندن. [ اَ ح َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) قرأت کردن سوره الحمد. رجوع به الحمد شود:
ای که بر ما بگذری دامن کشان
از سر اخلاص الحمدی بخوان.سعدی.بدیناری چو خر در گل بمانند
ور الحمدی بخواهی صد بخوانند.سعدی ( گلستان ).
قرائ ت کردن سوره الحمد
💡 چو در الحمد خواندن کردم آغاز بخاطر اندر آمد گاو دِه باز