لغت نامه دهخدا
اقطاع ده. [ اِ دِه ْ ] ( نف مرکب ) کسی که زمین را باقطاع به کسی دهد:
این ده که حصار بیهشان است
اقطاع ده زبون کشان است.نظامی.اقطاع ده سپاه موران
اورنگ نشین بخت کوران.نظامی.رجوع به اقطاع شود.
اقطاع ده. [ اِ دِه ْ ] ( نف مرکب ) کسی که زمین را باقطاع به کسی دهد:
این ده که حصار بیهشان است
اقطاع ده زبون کشان است.نظامی.اقطاع ده سپاه موران
اورنگ نشین بخت کوران.نظامی.رجوع به اقطاع شود.
( اسم ) آنکه اقطاع بخشد.
کسی که زمینی را باقطاع به کسی دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه حسن تو که اقطاع ده ماه و خور است ندهد نان غلامی تو هر سلطان را