لغت نامه دهخدا
اقذار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قذر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). رجوع به قذر شود.
اقذار. [ اِ ]( ع مص ) بسیار گفتن. || پلید و چرکین یافتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
اقذار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قذر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). رجوع به قذر شود.
اقذار. [ اِ ]( ع مص ) بسیار گفتن. || پلید و چرکین یافتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
جمع قذر به معنی چرک، پلیدی
بسیار گفتن یا پلید و چرکین یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشق خود آلوده ی اقذار نیست با حقیقت یا مجازش کار نیست