افشاندنی

متضادها

جمع کننده، گرد آورنده

لغت نامه دهخدا

افشاندنی. [ اَ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل افشاندن. لایق افشاندن. و رجوع به افشاندن شود.

فرهنگ فارسی

حاصل عمل افشاندن عمل افشانده

جمله سازی با افشاندنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون چراغ صبح دارم نقد جان در آستین می توان کردن به دست افشاندنی بسمل مرا

💡 وحشت ما از جهان موقوف دست افشاندنی است می کندآواره این دیوانه را سنگ دگر

💡 به حسن بی زوال خویش چون خورشید می نازی نمی دانی که آه ما چه دست افشاندنی دارد

💡 می توان رفت از فلک بیرون به دست افشاندنی در نگین دان تا به کی باشی حصاری چون نگین؟

💡 به دست افشاندنی بی برگ می گردد نهال من ندارم حاصلی چون بید تا دامان برافشانم

💡 ابزار افشاندنی مخصوص در باغ‌ها به کشاورزان کمک می‌کند تا آب را به صورت کاملاً یکنواخت و بسیار ریز روی تمام سطح گیاهان و گل‌ها پخش کنند.

💡 برای پاشیدن پودر ادویه روی سالاد، استفاده از یک ظرف افشاندنی کوچک باعث می‌شود که چیدمان غذا بسیار زیبا و از نظر ظاهری بسیار جذاب باشد.

💡 در فرآیند تولید محصولات شیمیایی، دستگاه‌های افشاندنی پیشرفته وظیفه دارند مواد را با دقت بسیار بالا و در فواصل زمانی مشخص در محیط پخش کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران