افزونتر

لغت نامه دهخدا

افزونتر. [ اَ ت َ ] ( ن تف ) زیادتر. علاوه تر. بیشتر. ( ناظم الاطباء ). فزونتر. افضل. بزرگتر. ( یادداشت دهخدا ). امثل. اطول. ( منتهی الارب ):
همانا کنون زورم افزون تر است
شکستن دل من نه اندرخور است.فردوسی.سپاه و دل و گنجم افزونتر است
جهان زیر شمشیر تیز اندر است.فردوسی.تا بگویند که سلطان شهید افزونتر است. ( از تاریخ بیهقی ص 390 ).

فرهنگ فارسی

زیادتر علاوه تر بیشتر

جمله سازی با افزونتر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون شود سردی فزون کار می و ساغر کنم چون فزونتر گشت، می در ساغر افزونتر کنم

💡 تا فلک دور پیاپی که کند از ره طبع بود افزونتر از آن حد که شمارش باشد

💡 هر آن حسنی که خوبان راست داری بلکه افزونتر همی مهر است و بس در دلبری چیزی که کم داری

💡 ز اشک‌ چشم و زردی‌ رخسار، او را سیم و زر هرچه افزونتر دهم‌، او بوسه افزونتر دهد

💡 رضا طی نامه‌ای به مادرش نوشت: افتخار بر شما که نمونه‌ای شدید از صبر و بردباری و شجاعت، و امیدوارم که صبرتان افزونتر و ایمانتان مستحکم‌تر شود. من هم بی‌نهایت خرسندم که بتوانم همه زندگی و هستی‌ام را خالصانه و صادقانه در راه مردم ستمدیده خود فدا کنم.

💡 تعلق هر قدر کمتر حصول راحت افزونتر وداع ساز بیخوابی ست موی سر تراشیدن

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز