اعمیان

لغت نامه دهخدا

اعمیان. [ اَ م َ ] ( ع اِ ) توجبه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || سوخته به آتش یا شب. ( منتهی الارب ). آتش سوزی و به آتش سوخته ( حریق ) یا در شب. اعمیان. الحریق او و اللیل. ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ). || شتر تیزشده بگشنی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سیل مواج و شتر حمله کننده. ( از متن اللغة ). شتر تیزشده و حمله کننده بر مردم. تقول: «اعوذ باﷲ من الاعمیین ». ( از اقرب الموارد ). || سیل آب. ( ازاقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). سیل آب و آتش. ( از متن اللغة ). || سیل و شب. ( از متن اللغة ).

جمله سازی با اعمیان

💡 مطلع شعر تو چون مطلع شمس ست ولیک اعمیان را چه شب مظلم چه بدر منیر

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز