اطرافی

لغت نامه دهخدا

اطرافی. [ اَ ] ( ص نسبی ) مردم اطرافی؛ مردم رهگذرو مردم بیگانه و غیرآشنا و ناشناس. ( ناظم الاطباء ). اجنبی. غریب. ج، اطرافیها، و اطرافیها را در تداول عامه بر ملتزمان و ملازمان و نزدیکان کسی اطلاق کنند.

فرهنگ عمید

مردمی که در پیرامون و دور و بر کسی باشند، نزدیکان و ملازمان کسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - شخصی که بکسی نزدیک باشد آنکه غالبا با دیگری تماس دارد. ۲ - رهگذر. جمع: اطرافیان.

جمله سازی با اطرافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بخوش زبانی انگشت نمای اطرافی ز تیز طبعی مشکل گشای اسراری

💡 صد تیر بلا پران بر ما ز هر اطرافی ما جمله بپوشیده از مهر تو خفتان‌ها

💡 یک لایه همبندی ویژه‌ای است که سطح خارجی استخوان را به استثنای سطوح مفصلی می‌پوشاند و بر روی تیغه‌های استخوانی اطرافی خارجی قرار دارد. پریوست در نقاطی که تاندون یا رباط به استخوان متصل می‌گردد بسیار محکم به تیغه‌های استخوانی می‌چسبد و با پوشش خارجی یکی می‌شود.

💡 نقل است که آن شب که شیخ به وجود آمده بود از آن خانه نوری دیدند چون عمودی که به آسمان پیوسته بود و شاخ‌ها داشت و به هر اطرافی شاخی از آن نور می‌رفت و پدر و مادر شیخ مسلمان بودند اما جدش گبر بود.

💡 مسعود اطرافی روزنامه‌نگار افغانستانی ساکن پاکستان است.زبان نورستانی یکی از زبان‌های هندوآریایی است که در افغانستان و پاکستان صحبت می‌شود.

💡 بااین‌حال تحلیل بازمانده‌های انسانی در اطرافی یادمان تفاوتی بین سلامت ساکنان اطراف استون‌هنج و دیگر نقاط بریتانیا نشان نمی‌دهد.

مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز