لغت نامه دهخدا
اشک صراحی. [ اَ ک ِ ص ُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب:
ز شوق بزم تو در دیده و دل سلمان
حرام اشک صراحی و ناله عود است.سلمان ( از آنندراج ).
اشک صراحی. [ اَ ک ِ ص ُ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شراب:
ز شوق بزم تو در دیده و دل سلمان
حرام اشک صراحی و ناله عود است.سلمان ( از آنندراج ).
کنایه از شراب
💡 هر غباری کز دلم اشک صراحی برنداشت در بهاران آب چشم تاک خواهد بر گرفت
💡 ز شوق بزم تو در دیده و دل سلمان مدام، اشک صراحی و ناله عودست
💡 آب رخ کاه من اشک صراحی بریخت شیشه ناموس من خنده ساغر شکست